نگاهی به گذشته... و لبخندی...
نه ذهنی، نه مکانی، نه زمانی
اکنون، اینجا...
داستانی، زمزمه ای، سکوتی
نگاهی ...
لبخندی ...
نوری
گذشت زمانی ...
برگ ورق خورده ای
خاطره ای
لبخندی و اشکی
سپیدی
سپیدی، سپیدی...
لحظه ای فکر نکردن، خموش بودن. در اتاقی تاریک، ساعت چهار صبح شمعی روشن کردم، سیری در خاطره ها ... چه تلخ؟؟ چه شیرین؟؟... نه تلخ و نه شیرین! نگاهی، لبخندی، ...
لحظه ای بودن...
شهریور 1387