یکشنبه 20 آبان ماه سال 1386
باز هم
باز هم تنهایی، باز هم سکوت ...
باز هم اطاقی تاریک، پرده های روشن... آغاز صبحی دگر ...
باز هم افکار ، فردا ، خواستن ها ...
باز هم افکار ، امروز، رسیدن ها... !؟
باز هم امید، به چی؟ به هیچ! عبور از امروز، آیا در انتظار فردا؟
سه شنبه 15 آبان ماه سال 1386
من چه مرگم شده است!
همیشه در حال "شدن" هستم، هیچگاه از خود راضی و خرسند نیستم و از "بودها" رضایتی ندارم..
این ذهن دود اندود و نفس تاریک من لحظه ای مرا به حال خود نمی گذارد تا از "بودها" راضی و خرسند و از "شدن" دست بکشم ...
از غریبه های پوشالی و از خاکستری های متحرک اطراف خسته و از سیاه و سفید ها بیزار شده ام..
در رفتن ذوقی ندارم، و از بودن می هراسم
در زمزمه باران چیزی جز خلوص نیافتم... با آن یکی شدم اما جذب خاک نشدم ...
هستم، اما بودن خود را احساس نمی کنم
شادم، اما سروری ندارم
می بارم، اما جذب نمی شوم
می جوشم، اما بخار نمی شوم
ابرم، اما....
بادم، اما..
... ، ...
آآآه ه ه ه! من چه مرگم شده است!
سه شنبه 8 آبان ماه سال 1386
کودکانه زیستن
اگر کودکانه زیستن حقیقت است... بنابراین ما به دنبال چه هستیم؟
دوشنبه 7 آبان ماه سال 1386
اتفاقات برای ما رخ می دهد یا ما برای اتفاقات؟
بعضی مواقع موضوعی برام اتفاق می افته، که باعث میشه دو سوال زیر برام پیش بیاد:
آیا این موضوع قرار بود اتفاق بی افته و من احساس کردم؟، یا اینکه نه، این موضوع اتفاق افتاد به این دلیل که به موضوع فکر می کردم؟
یکشنبه 6 آبان ماه سال 1386
چه چیز را درک می کنیم؟ ...
ندانستن، دانایی نیست، و دانستن اینکه نمی دانی بر دانایی ات نمی افزاید.
پس دانایی چیست؟ ....
ندانستن، دانایی نیست، و دانستن اینکه نمی دانی بر دانایی ات نمی افزاید، آیا ندانستن، نا دانی نیست؟...
ما نا دانیم، آیا نادان نیستم؟
می گوییم برای درک کردن به دانایی نیاز است، اما همانطور که گفتم، دانایی چیست؟!
پس ما چه چیز را درک می کنیم؟ ....
مفهوم "فهمیدن" در محاسبه و منطق آشکار می شود و "درک کردن" در دانایی. "فهمیدن" با "درک کردن" رابطه مستقیم دارد.
آیا درک کردن محاسبه و منطق نیست ؟....