مخصوص زوجهای جوان Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 13 اردیبهشت ماه سال 1387
رو به بهبودی

حوصله نوشتن ندارم، بیشتر افکارم راجع به "زندگی" فرار هستند، و اینگونه بحث ها را نمی‌توانم به سادگی روی ورق آورم، بحث‌های فلسفی، چون آن موقع خسته و بی حوصله‌ام در نوشتن و اگر بخواهم افکارم را بنویسم، کلافه می‌شوم.

من در لیست کتاب‌ها، در کتابخانه شهر، به دنبال کتابی می‌گشتم از «فردریش نیچه» با عنوان "چنین گفت زرتشت"، که موجود نبود؛
اما بجای آن به کتاب دیگری برخوردم از همین فیلسوف با عنوان "حکمت شادان". بعد از کمی مطالعه متوجه شدم این کتاب قبل از "چنین گفت زرتشت" نوشته شد و به نوعی مکمل آن است.

برای من، این کتاب اولین کتاب مشابه افکارم بود، یعنی نوشته‌هایی که خود آن‌ها را می‌شناختم - با خودم به نوعی درگیر بودم، با آدم‌ها، با "زندگی"، با بودنم، چرای زیستنم، بودن نوع انسان و چراهای بسیار دیگر...
این کتاب برای من خیلی مفید بود، دریافتم که در کدام قسمت راه هستم و چرا اینقدر آشفته ام - کمی بر افکارم مسلط شدم و افکارم برای من واضح‌تر شد.
 

چقدر نزدیک شده‌ام ...
 بله! تا به عمق نروی، به سطح نخواهی رسید!
 

جدا از علاقه شخصی من به این کتاب، تصمیم گرفتم آن را به شما معرفی کنم.
در اصل این کتاب در زمانی نوشته شده که نیچه... خوب اجازه دهید از خود کتاب "پیشگفتار نویسنده" نسخه برداری کنم:

 

و این هم دو صفحه‌ای است، که نه با توجه خاص، اسکن و در اینجا قرار دادم:

مترجمین: جمال آل‌احمد، سعید کامکاران، حامد فولادوند